X
تبلیغات
رایتل

عصر IT

«جنایت‌های علمی» در کمین دانشمندان

دنیای علم هم مانند زندگی روزمره پر از اتفاق‌های خوب و بد است. در حالی‌که دانشمندان در رقابتی سالم برای پیشرفت علم تلاش می‌کنند، عده‌ای نیز هستند که با مخدوش کردن تحقیقات همکاران خود، آنان را ناجوانمردانه به عقب برانند.

 روز صدور رای در دادگاه واشتناو کانتی بود. ساختمانی دلگیر با سنگ‌های خاکستری رنگ‌ورو رفته و شیشه‌های رنگی که تنها چند بلوک از پردیس مرکزی دانشگاه میشیگان در آن‌آربور فاصله داشت. قاضی الیزابت پولارد باید جریمه‌ها و احکام مربوط به پرونده‌های زورگیری، دزدی از منازل و سایر جرایم دنیوی را صادر می‌کرد. اما در آن صبح گرم ماه جولای / تیرماه و در میان پرونده‌های مختلف، پرونده شماره 0596-10 مربوط به ویپول بریگو دانشجوی سابق فوق‌دکترای مرکز سرطان دانشگاه از همه عجیب‌تر بود. وقتی‌که نوبت به پرونده بریگو رسید، هاینز با چهره‌ای عبوس خطاب به وی گفت: «امروز صبح که خانه را به قصد آمدن به دادگاه ترک کردم، تصمیم گرفته بودم تو را به زندان بفرستم.»

بریگو طی مدت چند ماه کار در آزمایشگاهی در دانشگاه میشیگان، به صورت برنامه‌ریزی شده و مداوم مشغول خراب‌کاری در تحقیقات هیتر ایمز، دانشجوی تحصیلات تکمیلی داشنگاه بود. بریگو این کار را با دست بردن در آزمایش‌های ایمز و مسموم کردن محیط کشت سلولی وی انجام می‌داد. اقدام خراب‌کارانه وی توسط دوربین مخفی آزمایشگاه ضبط شد و وی هنگام دستگیری در ماه آوریل / فرودین‌ماه، به این کار خود اعتراف کرد. از وی به جرم تخریب عمدی اموال شخصی شکایت شد. بریگو در بازجویی‌ها گفت که فشار درونی وی را وادار کرد تا این کار را انجام دهد و امیدوار بود که سرعت پیشرفت کار ایمز کند شود. چندی قبل وی از این کار خود اظهار پشیمانی کرد و گفت: «این کار من نمونه بارز بی‌اخلاقی حرفه‌ای بود.»

اقدام بریگو اگرچه حیرت‌آور است اما به احتمال زیاد منحصر به فرد نیست. تصاویر اندکی وجود دارد که رواج خراب‌کاری‌های تحقیقاتی را نشان می‌دهد، اما گفتگو با دانشجویان تحصیلات تکمیلی، دانشجویان دوره‌های فوق‌دکتری و متخصصان خراب‌کاری‌های علمی نشان می‌دهد که چنین بدرفتاری‌هایی در جاهای دیگر نیز اتفاق می‌افتد؛ اما یا گزارش نمی شود و یا منجر به بازداشت افراد نمی‌شود. اما در این مورد خاص، جلوگیری از تحقیقات باعث هدر رفتن ده‌ها هزار دلار و نابودی یک دانشجوی جوان شد. در مقیاس گسترده‌تر، خراب‌کاری‌هایی مانند اقدام بریگو که البته با کارهای زیرکانه‌تری باعث توقف یا انحراف کار سایر همکاران می‌شود، تاثیر زهرآگین و مخربی بر روی علم و دانشمندان دارد. این اقدامات ضربه‌ای آشکار به اعتماد ضمنی بین دانشمندان است که برای بقا و پیشرفت مجاهدت‌های علمی ضروری است.

علی‌رغم این موارد، اقدامات اندکی برای جلوگیری از ورود مجدد افراد خراب‌کار به دنیای علم انجام می‌شود. در ایالات متحده گروه‌های فدرال که بودجه تحقیقات را تامین می‌کنند، توانایی و تمایل محدودی برای دخالت در خصوص پرونده‌های خراب‌کاری انجام دهند. مشکل اینجاست که این اقدامات در تعریف رسمی خلاف‌کاری‌های علمی که محدود به سرقت ادبی و جعل و تحریف داده‌های تحقیقات است، نمی‌گنجد. در خصوص پرونده بریگو، به دلیل پافشاری‌های ایمز و استاد راهنمای وی، تئو راس، مدیران دانشگاه میشیگان مجبور شدند که مساله را به پلیس گزارش کنند.

کریستین بوز، بازرس کل سابق بنیاد ملی علم ایالات متحده و مشاور فعلی این مرکز می‌گوید: «مساله اینجاست که چه تعدادی از دانشگاه‌ها، چنین رویه‌ای دارند تا دانشمندان بتوانند به مسولان مراجعه کنند و درخواست حمایت کنند؟ اغلب دانشگا‌ه‌هایی که من می شناسم، لزومی نمی‌بینند که خیلی پاسخگو باشند.»

بدگمانی‌های اولیه
ایمز که دانشجوی دکترای پزشکی است، برای اولین بار در 12 دسامبر 2009 / 21 آذر 1388 متوجه وجود مشکل در تحقیقات خود شد. به عنوان بخشی از مطالعه در خصوص گیرنده مسئول تکثیر زیرجلدی، پروتئینی که در بعضی از انواع سرطان‌ها دخالت دارد، وی آزمایشی تحت عنوان Western Blot را جهت تایید حضور این پروتئین در نمونه‌ها انجام می‌داد. این کار یک پروتکل مرسوم است. اما هنگامی که وی به نتایج آزمایشات خود نگاه کرد، به نظر می‌رسیدکه چهار نمونه از شش نمونه وی خراب شده‌اند. الگوهای نواری که وی انتظار داشت در یک مسیر کشت دیده شود، در مسیر دیگری ظاهر شده بود. پنج روز بعد این اتفاق مجددا تکرار شد. ایمز می‌گوید: «از نظر فنی من تصور می‌کردم که این می‌تواند اشتباه من باشد، اما خیلی عجیب بود که تمام این اشتباهات دقیقا به یک شکل اتفاق می‌افتد.» تنها توضیح ممکن این بود که درپوش‌های برچسب خورده محیط‌های کشت سلولی عوض شده‌اند. وی بلافاصله شک کرد که شاید یک نفر اقدام به خراب‌کاری کرده است. برای اطمینان وی برچسب‌ها را در کف ظرف‌های کشت سلولی چسباند تا امکان تعویض درپوش‌ها از بین برود.

پس از آن ایمز با مشکل دیگری در خصوص خود آزمایش روبه‌رو شد. وی یک پروتئین اضافی را در مسیرهای کشت مشاهده کرد که نشان می‌داد یک پادتن اضافی در محیط وجود دارد. یک بار دیگر این کار می‌توانست در اثر اشتباه باشد، اما این اتفاق مجددا تکرار شد. ایمز می‌گوید: «من به آزمایشگاه نامزدم رفتم و آزمایش‌های خود را در طول شب در آنجا تکرار کردم.» از آنجایی‌که مشکل برطرف شد، ایمز به شدت پریشان شد. وی مطمئن بود که یک نفر آزمایش‌های وی را دست‌کاری می‌کند، اما هیچ مدرک یا مظنونی نداشت. دوستان نزدیک وی اعتقاد داشتند که وی دچار پارانویا (بدگمانی مفرط) شده است.

برخی از آزمایشگاه‌ها به این شهرت دارند که رقابت‌های شدیدی در آنها وجود دارد و محققان و دانشجویان فوق‌دکترای در مقابل همدیگر قرار می‌گیرند. اما آزمایشگاه راس یک آزمایشگاه کوچک و دانشکده‌ای بود. زمانی‌که ایمز متوجه مشکلات شد، تنها یک دانشجوی دکترا، تعداد اندکی دانشجوی لیسانس و مدیر آزمایشگاه، کاترین اوراوچ ویلسون در آنجا مشغول کار بودند. علاوه بر آنها بریگو که یک دانشجوی فوق‌دکترای مهربان و دوست‌داشتنی بود، در آوریل 2009 / فروردین 1388 به آزمایشگاه ملحق شده بود.

بریگو در سال 2003 / 1382 از هندوستان به آمریکا آمده بود و تحصیلات دکترای خود را در دانشگاه تولدو اوهایو، تحت سرپرستی جیمز ترمپه به پایان رسانده بود. راس تصور می‌کرد که بریگو یک مکمل خوب برای جو آزمایشگاه است: وراج و مهربان. ایمز بریگو را دوست داشت و دلیلی نداشت که به وی مظنون شود. وی می‌گوید: «او یکی از آخرین نفراتی بود که ممکن بود من فکر کنم از من خوشش نمی‌آید.»
در روز 28 فوریه 2010 / 9 اسفند 1388 وی با مشکلی مواجه شد که گمان می‌کرد خراب‌کاری دیگری در کارش است. وی در حال تعویض محیط کشت بود که ناگهان متوجه شد یک جای کار می‌لنگد: بخشی از سلول‌ها از لبه ظرف بیرون ریخته بودند. وی ظرف کشت را از زیر هواکش خارج کرد و به آن نگاه کرد. سطوح ماتی در محیط قرمز رنگ قابل مشاهده بود. وقتی که وی نمونه را بو کرد، بوی الکل کاملا معلوم بود. این همان مدرکی بود که وی نیاز داشت. وی می‌گوید: «چنین چیزی به وضوح اشتباه من نبود.»

وی فورا ای‌میلی برای راس فرستاد که در آن نوشته بود: «من مدرک کاملا متقاعدکننده‌ای پیدا کرده‌ام که نشان می‌دهد یک نفر تلاش می‌کند تا در آزمایش‌های من خراب‌کاری کند.» راس به سرعت خود را به آزمایشگاه رساند و نمونه را بو کرد. وی نیز موافق بود که این رایحه نمونه درست نیست، اما نمی‌دانست که چه فکری باید بکند.

تحقیقات آزمایشگاهی
برخی از افرادی که راس با آنها مشورت کرد، تلاش کردند وی را قانع کنند که ایمز در انجام آزمایش‌ها اشتباه کرده و تلاش می‌کند تا شخص دیگری را به عنوان مقصر معرفی کند. اما ایمز بسیار مصر بود، بنابراین راس مساله را با دفتر انتظامات دانشگاه که طیف وسیعی از قوانین و مقررات مربوط به تحقیقات و مراقبت‌های بالینی را تهیه می‌کند، در میان گذاشت. ری هاچینسون، رئیس دفتر و پاتریشیا وارد، مدیر مرکز تاکنون با چنین مساله‌ای مواجه نشده بودند. پس از چند جلسه و ارائه دو مدرک مربوط به الکل و محیط کشت آلوده، وارد در تاریخ 9 مارس 2010 / 18 اسفند 1388 با حوزه امنیت عمومی (نیروی پلیس دانشگاه) تماس گرفت. آنها به سرعت مشغول تحقیق شدند و کار خود را با ایمز آغاز کردند. قبل از آنکه ماموران متقاعد شوند که باید به دنبال مظنون دیگری باشند، آنها دوبار ایمز را بازجویی کردند و از دستگاه دروغ‌سنج نیز استفاده کردند.

در ساعت 4 صبح یکشنبه 18 آوریل / 29 فروردین 1389، ماموران دو دوربین مخفی را در آزمایشگاه نصب کردند. یکی از این دوربین‌ها در سردخانه‌ای که ایمز نمونه‌هایش را در آنجا نگه می‌داشت نصب شد و دیگری در بالای یخچالی که وی محیط کشت را در آن قرار می‌داد. ایمز آن روز تا ساعت 5 بعد از ظهر در آزمایشگاه مشغول کار بود. صبح دوشنبه و حوالی ساعت 10:15 وی متوجه شد که محیط کشت وی مجددا دست‌کاری شده است. وقتی که راس به همراه مسول رسیدگی به پرونده، ریچارد زاوالا، فیلم دوربین‌ها را بررسی کردند، قلب وی فرو ریخت. بریگو در ساعت 9 صبح دوشنبه وارد آزمایشگاه شده بود و محیط کشتی را که قرار بود آن روز استفاده کند، از یخچال برداشت. سپس وی با یک شیشه اتانول (الکل صنعتی) که معمولا برای ضدعفونی کردن میزهای آزمایشگاه استفاده می‌شود، به طرف یخچال بازگشت. در حالی‌که پشت وی به دوربین بود، به مدت 46 ثانیه مشغول زیر و رو کردن محتویات یخچال بود. راس مطمئن نبود که وی مشغول انجام چه کاری است، اما اوضاع اصلا خوب به نظر نمی‌رسید.

زاوالا، بریگو را برای پاسخ‌گویی به چند سوال تا مرکز پلیس دانشگاه همراهی کرد. وقتی که وی قضیه دوربین‌های نصب شده در آزمایشگاه را به بریگو گفت، این دانشجوی فوق‌دکترای تقاضای یک لیوان آب کرد و سپس به همه چیز اعتراف کرد. وی گفت که از ماه فوریه / بهمن مشغول خراب‌کاری در کارهای ایمز بوده است. با این حال وی دخالت خود را در حوادث مربوط به دسامبر و ژانویه / آذر و دی‌ماه 1388 انکار کرد.

انگیزه‌های خراب‌کاری
بدرفتاری و خراب‌کاری در علم چیز تازه‌ای نیست، اما تشخیص آن اغلب کار سختی است. به گفته دانیله فانللی از دانشگاه ادینبورگ انگلستان که خراب‌کاری‌های تحقیقاتی را مورد مطالعه قرار داده است، جرائم مشهودی مانند کار بریگو چندان رایج نیست اما انواع دیگری از بی‌نزاکتی و خراب‌کاری در کارهای تحقیقاتی وجود دارد. وی می‌گوید: «تعداد بسیار زیادی از این خراب‌کاری‌ها از نوعی هستند که شما نمی‌توانید آنها را با دوربین کشف کنید.» بررسی مغرضانه مقالات، توصیه‌نامه‌های نادرست و مضایقه جنبه‌های کلیدی یک تحقیق از همکاران و رقبا، به همان اندازه منحرف ساختن یک دوره شغلی یا پروژه تحقیقاتی می‌تواند نتایج کار دیگران را تخریب کند. اینها تنها تعداد اندکی از شیوه‌های مشکوکی است که به نظر می‌رسد کاملا در دنیای علم شایع است، اما از نظر فنی به عنوان خراب‌کاری در نظر گرفته نمی‌شود. در تحقیقی که سال گذشته منتشر شد، فانللی کشف کرد که حدود یک سوم دانشمندان چنین کارهایی را تایید می‌کنند و حدود 70 درصد نیز شاهد انجام چنین جرائمی بوده‌اند.

برخی از دانشمندان اعتقاد دارند که ساختار سرمایه‌گذاری علمی در این خصوص مقصر است. بهترین جوایز شامل کرسی‌های دائمی، کمک هزینه‌های تحصیلی و تحقیقاتی و پذیرش مقالات در مجلات معتبر از طریق رقابت اعطا می شوند. محققان برای پیشرفت نیاز دارند از سایر افرادی که با آنها رقابت می‌کنند بهتر باشند. برایان مارتینسون، جامعه‌شناس بنیاد تحقیقاتی HealthPartners می‌گوید که شخصیت انسان می‌تواند وی را به سمت خراب‌کاری هدایت کند. وی و سایرین عقیده دارند که دانشگاه‌ها و پشتیبانان مالی باید فشار موجود در سیستم تحقیقاتی را قبول کنند و تلاش کنند تا به جای تنبیه مجرمان، از طریق آموزش و بازپروری آنها را از این فشار خلاص کنند.

اما آیا انگیزه بریگو رقابت بود؟ او و ایمز در یکی از پروژه‌هایشان یا یکدیگر همکاری می‌کردند، اما رقابت مستقیم با هم نداشتند. چیرون گریوز، استادیار دانشگاه میشیگان شرقی و دانشجوی سابق آزمایشگاه راس که در یادگیری تکنیک‌ها به بریگو کمک کرد، می‌گوید: «اگرچه راس آدم تند و دمدمی‌مزاجی است، اما بی‌خود به افراد گروهش سخت نمی‌گیرد. فشاری که به طور کلی در سیستم تحقیقات وجود دارد، تا حدی در آزمایشگاه راس کمتر است. همه تلاش وی این است که خدمتی در راه علم انجام دهد.»

بریگو می‌گوید که وی در جابه‌جایی از دانشکده کوچک تولدو به دانشکده‌ای به مراتب بزرگ‌تر در میشیگان، احساس فشار می‌کرد. وی می‌گوید برخی از انتقاداتی که راس از وی در خصوص آموزش ناقص و عادات کاری‌اش می‌کرد، باعث ناامیدی وی می‌شد. اما وی این انتقادات را دلیل انجام کار خود نمی‌داند. وی می‌گوید: «در هر محیط کاری فشار و استرس وجود دارد. من تنها به پیشرفت دیگران حسادت می‌کردم و می‌خواستم سرعت پیشرفت آنها را کند کنم.»

جنایت و مکافات
در دادگاهی که در ماه جولای / تیرماه برگزار شد، هاینز پس از شنیدن دفاعیات بریگو وی را به پرداخت 8800 دلار برای جبران خسارت مواد آزمایشگاهی، به علاوه 600 دلار هزینه دادگاه، 6 ماه آزادی مشروط، انجام 40 ساعت خدمات اجتماعی و گذراندن یک دوره ارزیابی روانی محکوم کرد.

اما مجازات به مراتب بدتری بریگو را تهدید می‌کرد. در دادنامه ارائه شده از سوی راس، لیست مفصلی از خسارات شامل تمام حقوق دریافتی بریگو، نصف حقوق وی برای ایمز، 6 ماه حقوق وی برای استخدام تکنسینی که به ایمز در تسریع آزمایشات کمک کند، و یک چهارم آن برای جبران خسارات مواد مصرفی آزمایشگاه درخواست شده بود. بر اساس تخمین دادگاه این خسارات بالغ بر 72 هزار دلار بود، که البته مقدار نهایی آن پس از درخواست تجدید نظر در ماه سپتامبر / شهریور تعیین می‌شد.

اما پیش از تجدیدنظرخواهی، بریگو و همسرش آمریکا را به قصد هندوستان ترک کردند. بریگو می‌گوید که ویزای وی مشروط به داشتن کار بود. درخواست تجدیدنظر جدید برای ماه اکتبر / مهرماه در نظر گرفته شده که در آن، اتهام نقض آزادی مشروط بریگو نیز بررسی خواهد شد.

با این وجود، راس خوشحال است که بخش سخت ماجرا تمام شده است. در طی یک و ماه نیمی که تحقیقات ادامه داشت، وی نسبت به گرفتن دانشجوی جدید یا استخدام پرسنل کاملا بی‌علاقه بود. وی می‌گوید که به تعطیل کردن برنامه تحقیقاتی خود نیز فکر کرده بود. حتی وی نسبت به سلامت روانی خود مشکوک شد و تصور می‌کرد شاید در واقع وی به خاطر شخصیت دمدمی‌مزاجی که داشت، باعث خراب شدن کار ایمز شده بود. وی اکنون نگران این است که شاید زیادی به خودش اطمینان داشته است. وی در بحث با سرپرستان سایر آزمایشگاه‌ها به آها می‌گوید: «درک کنید که تمام طیف شخصیت‌های انسانی در آزمایشگاه شما وجود دارند. بنابراین وقتی که یک نفر نزد شما شکایت می‌کند، وی را جدی بگیرید.»

وی همچنین به دیگران می‌گوید هنگامی‌که خطایی را کشف کردید، آن را با صدای بلند اعلام کنید. وقتی‌که بریگو در ماه جولای / تیرماه در دادگاه گناهکار شناخته شد، راس با ترمپه در دانشگاه تولدو تماس گرفت. ترمپه با شنیدن خبر شگفت‌زده شد، زیرا آنها بریگو را مجددا استخدام کرده بودند. بریگو گفت که وی در خصوص ترک میشیگان دروغ گفته بود و دلیل آن را اختلاف نظر خود با راس بیان کرده بود. به هر حال دانشگاه تولدو مدت کوتاهی پس از تماس راس از بریگو خواست که آنجا را ترک کند.

اکنون که بریگو در هندوستان است، شانس اندکی وجود دارد که وی را از بازگشت به دنیای علم بازداشت. اما حتی اگر او در ایالات متحده بود، کار زیادی برای منع کردنش نمی‌شد انجام داد. انستیتو ملی سلامت در مریلند، از طریق دفتر صداقت علمی خود در مواردی که بتوانند خلاف‌کاری را کشف کنند، از دریافت بودجه‌های تحقیقاتی فدرال جلوگیری می‌کند. اما به احتمال زیاد این قانون شامل حال بریگو نشده، زیرا کار وی در زمره تعریف رسمی خراب‌کاری قرار نمی‌گیرد. چنین چیزی ازنظر راس خیلی عجیب است. وی می‌گوید: «همه دانشمندان به شما خواهند گفت که دست بردن در داده‌ها،یک خراب‌کاری علمی است.»

علاوه بر این، نگرانی‌های بیشتری راس را به خود مشغول کرده است. بریگو حدود یک سال در آزمایشگاه وی بوده و هر کاری که وی انجام داده، باید تکرار شود. موادی که وی استفاده کرده است، مجددا بررسی یا دور انداخته شده است. ایمز می‌گوید که کار وی پنج یا شش ماه عقب افتاده، اما امیدوار است که در بهار آینده تحصیلات دکترای خود را به پایان برساند.

ایمز می‌گوید که این اتفاق، اعتماد وی را در خصوص حرفه منتخبش متزلزل کرده است. وی می‌گوید: «من نسبت به ادامه دادن فعالیت‌های علمی تردید داشتم. این اتفاق نظر من را در خصوص اینکه جامعه علمی گروهی هستند که با هم کار می‌کنند، خدشه‌دار کرده است».

با این وجود، وی از تجربه خود برای کمک به دیگران استفاده کرده است. ایمز همچنین با همکاری راس، سمیناری در خصوص این تجربه برای دانشجویان جدید برگزار کرده است. وی می‌گوید که راس و سایرین به وی کمک کردند تا از عهده این امتحان سخت برآید. وی می‌گوید: «آنها در بازگرداندن اعتماد به من کمک کردند. من خوش‌شانس بودم که توانستم از پس این مشکل برآیم».